باغچه ي كوچك من
قالب وبلاگ
تمام حرف دلم را چگونه بنویسم؟

تو بی نهایتی و من چگونه بنویسم؟

صدای تو بهار است و من صدایت را

به روی کاغذ بی جان چگونه بنویسم؟

تو لب گشودی و خنده بر لبم رویید

صدای خنده ی خود را چگونه بنویسم؟

تو آمدی و به مرداد روح بخشیدی

خودت بگو که خودت را چگونه بنویسم؟

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)

تقدیم به دوست عزیزم *ثمین شهواره*


[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ 1 ] [ باغبان ] [ ]
سال 93 مبارک و بر همگان خوش و پیروز



[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ] [ 10 ] [ باغبان ] [ ]
به نام خداوند هماهنگی

قلبم برای همه پنج وارونه است،اما برای تو مربع...

برای تو که نظم و هارمونی را به زندگی همه می آوری؛برای تو که قدم هایت را درست و دقیق،یک سانت کمتر از دیگری بر نمی داری

برای تو می نویسم:تو که تناسب دستانت جدول تناسب زندگی ام شده،برای تو که هندسه ی زندگی ات زندگی ام را رنگ زد...زرد فام...

برای تو که هرچه باشی برایم بی نهایتی،بزرگی،کاملی.

امروز را برای من تنها به تو نسبت داده اند_تو که برای من تنها مهندس عالمی...

روزت مبارک مهربان.

تقدیم به خواهر دوست داشتنی ام،نسیم.

از طرف خواهرت.

سیده مرضیه شاه چشمه

"باغبان"


[ یکشنبه چهارم اسفند 1392 ] [ 23 ] [ باغبان ] [ ]
تمام زندگی ام را عبور کردم عبور

بیا کمی بنشین یک مرور می خواهم...

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)


یک صبح بهاری در نخستین روزهای سال 91

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 22 ] [ باغبان ] [ ]
به هر بهانه برایت ترانه می کارم

به هر بهانه، بگویم که دوستت دارم


بهانه ها همه جمع اند دور من تنها

بهانه ها من و دیروز بهانه ها و شما


بهانه های دل من تمام نا شدنی

بهانه های صمیمی بهانه های تنی


بهانه و من و باران ، بهانه و من و شعر

بهانه و من و شرشر بهانه و من و مهر


بهانه ها و شما و هزار حرف قشنگ

بهانه ها و بهار و دوهفته ی پر رنگ


بهانه ها و کلاس و هوای تابستان

هزار شادی و شور و هزارآه و فغان


تمام شاخ درختم پر است از گُل تو

تویی بهانه ی رویش برای شاخه ی نو


تویی بهانه ی بودن ،تویی بهانه ی من

بهانه های دلم را بریز روی چمن


دوباره روی ورق ها حروف می کارم

به هر بهانه بگویم که دوستت دارم


تقدیم به خانم حنانه تقوا دوست مهربان.بهانه ی دلنوشته های باغبان...


"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)


[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 ] [ 19 ] [ باغبان ] [ ]
دانه دانه مثل برف

مثل تسبیح مثل حرف

مثل نقطه

مثل خط چین

تا زمین از آسمان با چین و واچین

باکرشمه

روی ایوان

توی چشمه

با هیاهو

روی نرگس

روی شب بو

با ترانه

روی بام لخت خانه

می زند سر

دست در دست صمیمی و لطیف و گرم باران

روی دوش خیس وخشک این خیابان

باز با من

باز باران

.

.

.

(سیده مرضیه شاه چشمه)

"باغبان"

[ شنبه چهارم آبان 1392 ] [ 23 ] [ باغبان ] [ ]
باغچه را ،

         حوض را ،

                    ماه را،

اشک را ،

           بغض را ،

                     آه را ،

نقاشی میکنم...

درد را ،،،

حرف را،...

باغچه ای نسیت،

حوضی هم!

حتی ماه...

سکوتی نیست،

بغضی هم!

حتی آه...

اما درد...حرف...

سنگین ...

زیاد...

هیچ کس نیست،

هیچکس را نقاشی میکنم

سنگین

زیاد...

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)



[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 12 ] [ باغبان ] [ ]

خورشید را از آستین بیرون بکش زود

هر قدر هم دست تو را بوسیده باشد

هر قدر هم رویای دستان تو هر شب

در جنگل چشم تَرَش روییده باشد

خورشید را از آستین بیرون بکش زود

او را به دست آسمان بسپار آرام

در مهربانی های خود غرقی همیشه

قدری ببین ،خورشید را هم کرده ای رام...

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)


[ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ] [ 18 ] [ باغبان ] [ ]
می شود الهام هر مصرع این شعر به من

مثل هر آیه ی قرآن خدا

در نگاهم سبدی از حرف است

در نگاه تو صفا

تو دلت غرق سکوت 

من دلم غرق صدا

من به هر گوشه ی این برگه توصل جُستم

تا برم نام تو را

نام تو ورد زبان است پس از بسم الله

نام تو مرهم جان است پس از درد و دوا

نام تو نقطه ی هر پایان است

نام تو جنس خودت

جنس گل است

نام تو بُستان است

نام تو سبزترین روز بهار است

پر از باران است

نام تو دشت کویر

نام تو ایمان است

گاه گاهی نان است

در دلم جوهر خودکار بریز

می نویسد قلبم

نام تو دوست برایم،

بهتر از درمان است

راحت روح و روان است

برایم جان است...

تقدیم به دوست عزیزم 

افسانه قربانی

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)



[ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ] [ 0 ] [ باغبان ] [ ]
دست هایت را به روی زخم هایم می کشی؟

باز هم خطی به روی نقش هایم می کشی؟

یادگاری می کشم بعد از تمام روز ها

روز ها راهی شدند ،من ماندم و دیروز ها

خواستم دیروز را ،امروز را،آغاز را

با حضورت کاشتی در قلب من پرواز را

در تمام خاطراتم می درخشی نازنین

باز باران با ترانه اشک هایم را ببین

باز باران با ترانه می سراید آسمان

توی قلبم بغض و حسرت باز باران بی امان

باز باران می زند روی تمام شیشه ها

توی قلبم باز باران باز هم یاد شما

کودکی ده ساله ام من مثل بارانی عزیز

چون درختی سرد و  لرزانم بهارانی عزیز

سالها در دفترم نام تو را گل می زنم

با همین مصرع ز قلبم تا دلت پل می زنم

تقدیم به خانم حنانه تقوا دوست

استاد و همراه همیشگی

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)


[ یکشنبه بیستم مرداد 1392 ] [ 14 ] [ باغبان ] [ ]
چای را دوست دارم

مرا یاد خودم می اندازد

داغ گاهی چنان که دود از سرش بلند می شود

بس که جوش می زند

بس که حرص می خورد

سرد گاهی چون آب خنک

آرام است

چای را دوست دارم

همدم و همراه شب های امتحان

آرامش صبح قبل از مدرسه

مهمان بحث های دسته جمعی

حاضر در محضر مجری و تماشا چی

سیزده بدر و پیک نیک

همسفر من در کوه و جنگل

چای را دوست دارم

پا به پا می آید و خسته نمی شود

خسته ات نمی کند

کتابت میشود

نوشته ات می شود

سیگارت می شود

آرامشت می شود

خوابت می شود

و گاهی زندگی ات

چای را دوست دارم

مرا یاد خودم می اندازد گاهی...

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)

[ جمعه یازدهم مرداد 1392 ] [ 20 ] [ باغبان ] [ ]
نشانه ای نمی بینم در این اتاق بدون تو

سیلی از کاغذ ها روی سرم آوار می شود

درد دل بنگارم

یا نشانه بزنم؟

!
آمدیم و نشانه نشان دادم

کو چشم بینا؟

هر چه نشانه اینجاست

تهی ست از شادی

باور کن!!

یکی شان،

نشانه نبودنت...

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)

عکس های غمگین از لحظه های تنهایی

[ جمعه یازدهم مرداد 1392 ] [ 19 ] [ باغبان ] [ ]
باران را همه با ترانه اش می شناسند

باز باران با ترانه 

اما من و تو 

با بهانه اش...

تو هم بارانی شده ای؟؟؟

باریدی؟؟؟؟


رقصیدی آیا زیر باران؟

نسیم شدی؟

دل دادی به بارش بی وقفه  ی آسمان؟

مهربانا!

رنگین کمان زد

          بخند...

(در جواب نسیم بلالی عزیزم)

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)

[ جمعه یازدهم مرداد 1392 ] [ 19 ] [ باغبان ] [ ]
می چکد از جوهر روان نویسم نام تو

از جوهر چشمانم نام تو

از جوهر آسمان نام تو

می بینی


تمام دنیای من تورا فریاد می زنند...

"باغبان"

 

(سیده مرضیه شاه چشمه)

[ جمعه یازدهم مرداد 1392 ] [ 19 ] [ باغبان ] [ ]
پنجره چه شد؟

چرا نگاه می کنی؟

توی قلب خود چرا،،،

تند آه میکنی؟؟؟؟؟

پنجره چه شد؟

دلت گرفته است؟

پس چرا چار چوب قلب کوچکت رها نمی کنی؟

رو به آسمان پلی نمی زنی ؟

دوستی صدا نمی کنی؟

پنجره چه  شد

      چرا تو ساکتی؟

از برای چه !چرا؟دست های پر محبتت،وا نمی کنی؟؟؟؟

"باغبان"

(سیده مرضیه شاه چشمه)


[ جمعه یازدهم مرداد 1392 ] [ 19 ] [ باغبان ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

باغباني پيرم

كه به غير از گلها

از همه دلگيرم

كوله ام غرق غم است

آدم خوب كم است

عده اي بي خبرند

عده اي كور و كرند

و گروهي پَكَرند

دلم از اين همه بد مي گيرد

و چه خوب

آدمي ميميرد...